وسایل شخصی ... شهید مدافع حرم سید مصطفی موسوی

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    تو رفتی، با یک چمدان و چندین دل که با خودت بردی. تو رفتی که مدافع حرم شوی و مدافع ناموس. وقت برگشتنت نشده بود،اما آمدی...رویت، پرچم کشیده بودند... چمدانت بعد از تو آمد. بدون صاحبش... پر از عطر تو. و بعد هم پسرت آمد...  که زود، مرد خانه شود. خیلی ها دورمان را خالی کردند و خیلی ها هم محکم پشتمان ماندند. امروز اما، دلم قرص شد،همانطور که حضرت ماه فرموده بودند. همه آمدند و فریادشان امنیت ما شد. و همان پرچم، که همیشه بالاست.  این مردم حرمت خون را میفهمند. فرمانده حسین   @farmandeh_hossein
    نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 0:17
    برچسب‌ها :

    بسم رب الشهدا والصدیقین

    پاسدار رشید سپاه اسلام سید فاضل (سیدمهدی)موسوی از اهواز و

    از اصحاب آخرالزمانی سیدالشهدا علیه السلام  به خیل عظیم شهدای مدافع حرم پیوست

    هنیألک الشهادة

    نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 0:17
    برچسب‌ها :
    پیکر مطهر حاج قربان؛ پس از 4 شبانه روز که به اذن الهی در کنار سنگر تکفیری ها سالم مانده بود، بدست همرزمان شهیدش افتاد و به میهن اسلامی بازگشت... شهید علی محمد قربانی  دو سال  @jamondegan
    نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 0:17
    برچسب‌ها :
    گوشـه ی صحرا  سرت؛  آن سوی دیگر؛ پیکرت..! بیقرارم کرده، جای خالی انگشترت.. شهید جبهه مقاومت اسلامی  شهید جاوید الاثر مهدی ثامنی راد جنوب حلب١٣٩٤/١١/٢٢  @jamondegan┄┅═ هنوزازپس قرنها،نداۍهَل مِن ناصِرِیَنصُرنۍسیـدالشّــ‌هدا بگوش میرسدوڪربلادرتڪراراست. شهیدمدافع حرم سید احسان میرسیار سالروز شهادت @jamondegan┅┄
    نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 0:17
    برچسب‌ها :
    گمنامے را انتخاب ڪرده ای ڪہ قید زمان و مڪانے در ڪار نباشد... تا دلها را هر ڪجا کہ باشند  گِرد خود جمع ڪنے ... شهید مدافع حرم جاویدالاثر حاج حسین سعادت خواه دزفول   @jamondega ┄┄
    نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 0:17
    برچسب‌ها :
    شهیدان هوایےدگرداشتند  زغیرت دلےشعلہ ورداشتند شهیدان ڪہ دل رابہ دریازدند عجب پُشتــ پایےبہ دنیازدند شهیدمدافع حرم مهدے‌نعمائی تاریخ شهادت:۱۳۹۵/۱۱/۲۳ سالروزشهادت مدافعان حرم سرسپردندوسرفداکردند ارباًاربٰا،مُقَطَعُ الأعَضٰاء ذکرلبهایشان دم آخر لک لبیک زینب کبری شهیدحاج عباس عبدالهی تاریخ شهادت:۱۳۹۳/۱۱/۲۳ سالروز شهادت @jamondegan
    نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 0:17
    برچسب‌ها :

    رهبرانقلاب:

    صهیونیستهای خونخوار بدانند که خون مطهر شهیدانی همچو عماد مغنیه صدها عماد مغنیه می‌آفریند ومقاومت در برابر ظلم را دوچندان میکند.

    سالروز ترور شهید عماد مغنیه

     @jamondegan

    نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 0:17
    برچسب‌ها :
    خاطره اى از شهید مدافع حرم مرتضى عطایى (ابوعلى) به روایت همسر گرامى شهید؛ بسم رب الشهداء و الصدیقین چند روزی بود که دلم می‌لرزید و می‌دانستم برای آقا مرتضی اتفاقی افتاده است، ولی این ناراحتی را فقط در دلم نگه داشته بودم. به هیچ کس نمی‌توانستم بگویم در دلم چه می‌گذرد. ساعت یازده ظهر بود که گوشی‌ام زنگ خورد. - «مامان؛ بیا مامان. بابا با شما کار دارند». فهمیدم که خبرش به پدرم رسیده است. بعد از سلام، مهلت ندادم حرف پدرم شروع شود. گفتم پدر از مجروحیت آقا مرتضی می‌خواهید بگویید. پدر گفتند، الله اکبر. می‌خواستم پدر را دل‌داری بدهم و بگویم خدا را شکر بخیر گذشته است که پدرم گفتند: «بابا تا زمانى که ایشان را ندیده‌اید، نمی‌توان گفت. برادر آقا مرتضی الان تهران هستند و آقا مرتضی امروز عمل جراحی دارند. بلیط می‌گیرم سریع به تهران بروید». به بچه‌ها گفتم حدود یک ساعت دیگر پرواز است سریع آماده بشوید. پرواز تأخیر داشت و منتظر اطلاعات پرواز بودیم تا زمان دریافت کارت پرواز را اعلام کنند. دیگر نتوانستم سکوت کنم و تمام اوضاع اتاق بابا مرتضی را برای نفیسه و علی توضیح دادم. - «سمت راست اتاق سه تخت وجود داره و روی تخت وسط بابا خوابیده. دست تا مچ باندی به رنگ قهوه‌ای و ...» به تهران که رسیدیم، تاکسی گرفتم و به بیمارستان رفتیم. در ابتدا اجازه ورود به اتاق را نمی‌دادند. بعد از معطلی توانستیم به اتاق برویم.
    نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 0:17
    برچسب‌ها :
    خاطره اى از شهید مدافع حرم مرتضى عطایى (ابوعلى) به روایت همسر گرامى شهید؛ بسم رب الشهداء و الصدیقین مرتضی فردا ظهر مرخص شد و به همراه بچه‌ها با اتوبوس به مشهد برگشتیم. روزی سه بار باید پانسمان دست تعویض می‌شد. تعداد زیادى بخیه و نخ که مرتب باید با بتادین شستشو می‌شدند. با اینکه از گاز استریل روغنی روی زخم استفاده می‌کردم دفعه بعد باز کردن پانسمان مصیبت بود. چون به نخ‌های بخیه گیر می‌کرد و دردش را بیشتر می‌کرد. سعی می‌کردم با کمال آرامش و صبوری کارم را درست انجام بدهم. مرتضی فقط ظاهر من را می‌دید و از درون دل من خبر نداشت. انگشتان دست راستش اصلاً حرکتی نداشت. حدود دوماه طول کشید تا فقط گوشت‌های دست ترمیم شود. یادم هست که، دکتر برای درد شدیدی که آقا مرتضی داشت ژلوفن تجویز کرده بود. با مصرف این قرص انگار که اصلاً مسکنی نخورده بود. شب‌ها از شدت درد یا زینب کبری سلام الله علیها می‌گفت و لحظه‌ای دردش کم نمی‌شد. صبح به داروخانه رفتم و تمام اوضاع را برای خانم دکتر داروساز تعریف کردم. ایشان دو نوع قرص تجویز کردند و طبق دستور به آقا مرتضی می‌دادم. چند دقیقه بعد از مصرف قرص گیج می‌شد. حدود بیست دقیقه آرام بود و دوباره درد شدیدی امانش را می‌برید. بسته قرص که تمام شد، بسته خالی را به علی دادم تا مثل همان را از داروخانه بگیرد. علی برگشت و گفت: «داروخانه گفته برو بچه، این دارو را به کسی نمیدم».
    نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 0:17
    برچسب‌ها :
    دوست شهید که داشته باشی تا آنجا پیش خواهی رفت  که دوست شهیدت نمیگذاردبمیری.. آخر شهیدت میکند... شهیدمهدی قره محمدی یگان ویژه صابرین مدافع حرم یادکنیدشهداراباذکرصلوات  @jamondegan
    نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 0:17
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها