
xa0 بسم رب الشهداxa0در دفترچه خاطراتی که از او باقی مانده در جایی نوشته است دوستانم در حال خواندن زیارت عاشورا هستند و در همان حال اشک می ریزند ولی من هرگز گریه نمی کنم زیرا اشک ریختن قلب انسان را نرم می ...
ادامه مطلب
شرمنده اِی شهید! شرمنده ی آن روزی ام که شما بین دوراهی ماندن و رفتن رفتن را انتخاب کردید و ما غافل از رفتن فقط ماندیم! شرمنده آن روزی هستم که برادرم لباس دامادی بر تن داشت اما مادرتو در حسرت دیدار این روز...! شرمنده آن روزی هستم که پدری در هنگامه ی تولد فرزندش کنار او بودxa0 و تو حتی لحظه آخر هم از دیدن فرزندت محروم ماندی! سرانجام این قصه آن شد که تو غریبانهتر از گذشته رفتی و به عهد دیرینه ات وفا کردی، و من شرمنده تر از همیشه اینبار هم غافل از پدر و مادر و همسر و فرزندانت ماندم. شرمنده ام ولی...
ادامه مطلب