
. «تولد حضرت شاه عبدالعظیم_حسنی(ع)» یادم می آید اولین باری که دوتایی وارد حرم شدیم دست روی سینه گذاشتی و به آقا سلام دادی. بعد رو به من کردی و گفتی: بعد از اینکه اومدم خواستگاریت ، اومدم اینجا، رو به حرم ایستادم و گفتم یا حضرت عبدالعظیم مهر این خانوم به دلم افتاده اگر صلاحه جورش کن. منم نذر میکنم اولین زیارتگاهی که دوتایی بیایم اینجا باشه. از نذرت خوشم اومد ، به هم قول دادیم نذر رو ادامه بدیم. هر هفته میومدیم. یا شبهای چهارشنبه یا شب جمعه. اما بعد از تو تا به امروز جرأت نکردم پا به حرم بزارم. گو...
ادامه مطلب