وسایل شخصی ... شهید مدافع حرم سید مصطفی موسوی

متن مرتبط با «مطهر» در سایت وسایل شخصی ... شهید مدافع حرم سید مصطفی موسوی نوشته شده است

پیکر مطهر مدافع حـرم شهید سیدفاضل موسوی امین پسu200cاز ۵ ماه بیu200cنشانی به وطن بازگشت

  • نیلوبلاگ

    آنڪہ چون سرو سهی بدرقہ شـــد ، با گلِ اشڪxa0 xa0اینڪ از معـرکہ چون نسترنش آوردند پیکر مطهر مدافع حـرم شهید سیدفاضل موسوی امینxa0 پساز ۵ ماه بینشانی به وطن بازگشت خوش آمدی دلاورxa0 شهادت_بهمن۹٦_البوڪمال @ravayate_fathxa0...

    ادامه مطلب
  • اولین تصویر از پیکر مطهر شهید مدافع حرم مهدی لطفی نیاسر

  • نیلوبلاگ

    "مُجاٰوِراٰنِ ڪَریٖمِہ ... مُداٰفِعاٰنِ عَقیٰلِہ" https://t.me/joinchat/C9nfRDyiUT9Ge3dS7KO61g شھداے مدافع حرم قم...

    ادامه مطلب
  • پیکر مطهر حاج علی محمد قربانی

  • نیلوبلاگ

    پیکر مطهر حاج قربان؛ پس از 4 شبانه روز که به اذن الهی در کنار سنگر تکفیری ها سالم مانده بود، بدست همرزمان شهیدش افتاد و به میهن اسلامی بازگشت... شهید علی محمد قربانیxa0 دو سال xa0@jamondegan...

    ادامه مطلب
  • حضور آیت الله سعیدی درمنزل شهید مهدی ایمانی از خادمان حرم مطهر حضرت معصومه

  • نیلوبلاگ

    حضور آیت الله سعیدی تولیت آستان مقدس و مدیران و جمعی از خادمان حرم مطهر در منزل شهید مهدی ایمانی از خادمان حرم مطهرhttps://t.me/joinchat/C9nfRDyiUT9Ge3dS7KO61gxa0 ...

    ادامه مطلب
  • پیکر مطهر شهید علیرضا جیلان در حرم مطهر فاطمه معصومه سلام الله

  • نیلوبلاگ

    پیکر پاک و مطهر شهید مدافع حرم علیرضا جیلان در حرم مطهر فاطمه معصومه سلام الله مُجاٰوِراٰنِ ڪَریٖمِہ ... مُداٰفِعاٰنِ عَقیٰلِہ" https://t.me/joinchat/C9nfRDyiUT9Ge3dS7KO61g شھداے مدافع حرم قم...

    ادامه مطلب
  • حضور خانواده معزز شهید حججى در حرم مطهر حضرت رقیه سلام الله علیها

  • نیلوبلاگ

    حضور خانواده معزز شهید حججى در حرم مطهر حضرت رقیه سلام الله علیها پدری که با رزق حلال فرزندش را بزرگ کرد به زیارت حضرت رقیه رفت. @mostafa_sadrzadeh...

    ادامه مطلب
  • محل دفن پیکر مطهر شهید مدافع حرم جواد محمدی

  • نیلوبلاگ

    محل دفن پیکر مطهر شهید مدافع حرم جواد محمدی جواد جان مزارت آرامشگاه بیقراران است دستمان را بگیر... @jamondegan...

    ادامه مطلب
  • رجعت پیکرمطهر

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...

    ادامه مطلب
  • تشییع پیکر مطهر شهید علیرضا قبادی

  • نیلوبلاگ

    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...

    ادامه مطلب
  • محل دفن قسمتی از بدن های مطهر چهار شهید ابتدای شهر العیس... در سوریه

  • نیلوبلاگ

    شب بود.... چیزی معلوم نبود...xa0 فقط تونستن پیکرشون رو بیارن عقب.... صبح که شد بعد از پاکسازی شهر العیس... اومدن سراغ محل شهادت و جانبازی بچه ها.... کسی روضه نمیخوند....xa0 درودیوار روضه خون شده بودن... شروع کردن به جمع کردم تکه گوشت ها و استخوان های خورد شده بچه ها..xa0 بعد هم اونارو اول شهر العیس همین جایی که میبینید خاک کردن...xa0 عجب روزی بود شهیدان مسعود عسگری سید مصطفی موسوی محمدرضا دهقان احمد عطایی شهادت آخرین روز محرم۹۴ xa0بانک اطلاعات شهدای مدافع حــــــرم @haram69...

    ادامه مطلب
  • خاطره ای از شهید حمید سیاهکلی

  • نیلوبلاگ

    همیشه میگفت زن ومرد اگه بیشتراز 10 ثانیه از هم ناراحت بشن خداهم ناراحت میشه، برای همین همیشه میگفت ناراحتۍ زیر 1 ثانیه از هم روا هستش ولی بیشتر نه. نقل از همسر xa0شهید سیاهکالی xa0خادم الشهدا @khadem_shohda...

    ادامه مطلب
  • خاطره ای از شهید روح الله قربانی

  • نیلوبلاگ

    عاشق مسجد گوهرشاد بود.xa0آخرین باری که رفتیم مشهد ، مسجد در دست تعمیر بود. رفت و از یکی از خدام پرسید: کار تعمیراتِ مسجد کی تموم میشه؟ خادم گفت: دو سال دیگه. روح الله با یک حسرتی گفت: اووووه دوسال دیگه؟ تا دو سال دیگه کی مُرده کی زنده؟ اون لحظه معنی این حرفش رو نفهمیدم! اما الان ... به نقل از: همسر شهید روح الله قربانیxa0 @khadem_shohda خــــادم الــشهــــدا ...

    ادامه مطلب
  • خاطره ای از شهید مهرداد قاجاری

  • نیلوبلاگ

    یادت باشد که شهیـــــد، شهیــــــــــدت میکند...xa0 آنقدر با شـما میـــــگردم...xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 تا شبیـــــه تان شـــــوم.... شهید مدافع حرم مهرداد قاجاریxa0 وقتی از کنار گلزار شهدا رد می شدیم مهرداد سرعت ماشین و کم می کرد و با یه حالت محزون رو به شهدا یه فاتحه می خوند. به مزار شهدا با انگشت اشاره می کرد و می شد صدای ذکر زیر لبش رو آروم شنید. همیشه می گفت خوشا به سعادت شهدا که خداوند شهادت را نصیبشان کرد وقتی چشمم به نگاهش می افتاد، می دیدم که با یه شوقی به عکـــــــس شهـــــدا نگاه...

    ادامه مطلب