
دلنوشته قابل تأمل شهید محسن فخری زاده یک ماه پیش از شهادتش :«یک سئوال دارم، چرا شهدا در جوانی سخنانی میگویند که عرفا در کهنسالی؟ البته میدانیم که این سخنان از عمق حکمت جاری شده از قلب بر زبان است ن...
ادامه مطلب
u200fروز عرفه سال گذشته دست نوشته حاج قاسم خطاب به دختران شهید محرابی روز عرفه @zakhmiyan_eshgh...
ادامه مطلب
از نوشته های شهیداحمدمَشلَب در فیسبوک: همهی طلاهایی رو که داشت به گروه حمایت مالی در اردوگاه(جبهه) داد و بیرون رفت ... جوانی صداش زد و گفت: خانم ... خانم ... برگه دریافت طلاها رو نهَ .... حرفشو...
ادامه مطلب
اواخر سال ۸۱ و اوایل سال ۸۲ بود که من و پدر و مادرم از کرج به تهران آمدیم. چه روزهایی که در کرج داشتم. چه دوستان و خاطرههایی که در آنجا داشتم. دل کندن از آنها خیلی مشکل بود. دوستانی مثل مرتضی که مث...
ادامه مطلب
دستنوشتهای از شهید مدافع حرم...شهید جاسم حمید ڪه مدتی قبل از شهادتش نوشته بود و حالا رویِ سنگمزارش حڪ شده است. دلگیرم!!! هرچه میدوم! به گرد پایتان هم نمیرسم، مسئله یڪ سربند و لباس خاڪی نیست، هوای دلم عز حد هشدار گذشته، شهدا یاریم ڪنیــد... رفیق وهمرزم شهیدمحمدی @javad_mohammady ...
ادامه مطلب
«بسم رب الشهداء و الصدیقین» بىشک شهادت زیباترین کلمه در زندگى هر کسى مىتواند باشد. و بدان که شهادت مزد و اجر کسانى است که در زندگى خود مدام در حال درگیرى با نفسند و در زمانى که نفس سرکش خود را رام نمودند، خداوند به مزد این جهاد اکبر شهادت را روزى آنها خواهد کرد. خوب دیگر کتابى نوشتن بسه. اما از منِ رفیقت یک نصیحت بشنو، اگر مىخواهى که در زندگى و در واقع د...
ادامه مطلب
از نوشته های شهید u200d بهشت گوارا باد براے ڪسے ڪہ ... از نوشته های شهید طرح اختصاصی طرح گرافیکی دومین سالگرد @ahmadmashlab1995...
ادامه مطلب
آخرین دستنوشته شهید مهدی موحدنیا شب قبل از اعزام به سوریه. این دومین دستنوشته منتشرشده میباشد. @jamondegan ...
ادامه مطلب
الا به ذکر الله تطمئن القلوب بعد از کلی فکر و خیال ومرور خاطرات و دلتنگی که شب ها به زور خوابت می برد صبح که چشمهایم را باز کردم دیدم که آسمان بالاخره سفره دلش را باز کرده و این نعمت الهی که همهمان منتظرش بودیم دارد می بارد باکلی ذوق دویدم کنار پنجره اما با دیدن برف هایی که روی زمین نشسته بودند غم بزرگی باز روی دلم نشست... یادم آمد که عزیزم زیر خروارها خاک در این چله زمستان خوابیده یادم آمد که اگر بود کاپشنی که برای تولدش گرفته بودم و فقط همان شب تولدش به تنش کرد را الان در تنش می دیدم و هزار بار قربان صدقه اش می رفتم و هزار بار بیشتر عاشقش میشدم بعد از این فکر ها یهو فکرم می رود به شالی که من با همه عشقم رج به رج برایش میبافتم تا برگردد و این روزها به گردنش بیاندازد اما نیمه تمام ماند خود...
ادامه مطلب
«وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَىٰ لَکُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُکُمْ بِهِ ۗ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ و خدا آن وعده را نداد مگر آنکه به شما مژده فتح دهد و تا دل شما مطمئن شود؛ و فتح و پیروزی نصیب کسی نشود مگر از جانب خدای توانای دانا.» 126آل عمران به نقل از همسر شهید مدافع حرم حسین دارابی : اواخر که همسرم به زبان عربی محاوره مسلط شده بودن؛ قرآن رو بهتر درک میکرد؛ معمولا بین نماز، قرآن رو باز میکرد و برای من هم توضیح میداد و من رو به توجه بیش تر معانی آیات دعوت می کرد و از آیه هایی که بیش تر خوششون می آمد برای دیگران هم ارسال می کردن. @shahiddarabi...
ادامه مطلب
دست نوشتهے فرمانده شهید مـحـمـداڪرم_ابـراهیمـے با نام جهادی رئوف، جانشین تیپ امام رضا (ع) لشڪر فاطمیون ڪانال جاماندگان قافله شهدا @jamondegan ...
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم پسرم امروز یک ماه است که صدایت رانشنیدم،احوالم رانپرسیدی وحرفی برایم نزدی بسیار دلتنگم نازنین پسرم ،محمودم! گفتی که احساس وظیفه کردی و رفتی. رفتی تا با رفتنت کاری کنی که باماندنت نمیتوانستی انجام دهی . گفتی ما نیز کاری زینبی کنیم پسرم اگرما که مانده ایم زینبی نشویم بهای خون پاکت به گردن کیست؟ اگرپس از شهادتت همان باشیم که قبل ازشهادت بودیم همان کارها ،همان حرفها،همان اعمال،پس هزینه دلتنگی فرزندانت به گردن چه کسی است؟؟ خدایادلخوش به اینم که قطره قطره خون شهید در تک تک ما موجب رشدجوانه های جدیدی ازاسلام ناب محمدی شده و بزودی درختی تناور شود انشاءالله. مادر دلتنگ شهید @Molazemane_Haram...
ادامه مطلب
دست نوشته شهید مدافع حرم مهدى موحدنیا، شهادت ٢٧ آبان ٩٦ مصادف با شب شهادت امام رضا [علیه السلام] @labbaykeyazeina...
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم مادر شهید مدافع حرم جواد محمدی به پدرش و من احترام می گذاشت و تمام قد خم می شد و دستم را می بوسید . زمانی که این کار را می کرد، افسوس می خوردم که ای کاش مادر داشتم و دستش را می بوسیدم. زیر گوشم دائم زمزمه می کرد که دعا ...
ادامه مطلب
دست نوشته سردار شهید عبدالله خسروی برای یکی از دوستانش در دوران دفاع مقدس دوست دارم تا کوزه گر از خاکم سوتکی بسازد تا به دست طفلکی گستاخ خواب خفتگان را آشفته سازد @jamondegan...
ادامه مطلب
خدایا، تو را به مُحرَم حسین علیهالسلام مرا هم مَحرَم کن...این غلام روسیاه پرگناه بیپناه را هم پناه بده... @jamondegan...
ادامه مطلب
بسم الله الذی خلق النور من النور..... خدایا امروز روز عرفه بود الان شب عید قربان.... حاجیان در عرفات بودند و الان هم در فکر قربانی فردا، جان به قربان حسین که عرفاتش نیمه ماند و قربانی اش را هم برد برای کربلا.... خدایا معرفتی ده تا حسینی شوم و حسینی قربانی ات بارالها: چندیست به لطف و کرم شما اسمم جزء نوکران خانوم زینب کبری ثبت شده است.... شکرت.... توفیقم ده زودتر برم کمکم کن در میدان عمل کم نیاور...
ادامه مطلب
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">...
ادامه مطلب
بسم الله قُربَتاً الی الله زنگ زد گفت فلانی رو میشناسی شهید شده؟ فردا از اصفهان میام واسه تشییعش. گفتم قدمت سر چشم پس میام دنبالت. بچه اصفهانِ و بسیجی. هم عراق رفته هم سوریه.یکسال و نیم پیش جانباز شده و بعد از مجروحیت به هر دری زد تا برگرده ولی نشده. میگفت سامرا که بوده تنها کسی که بهش گفته بمون کا...
ادامه مطلب
کلمهها داغند ... دستهایم را مىسوزانند ... خون در رگهایم قل قل مىکند صداى قلبم دارد کَرَم مىکند. گوزن نرى را مىمانم در سیبرى که بخار از حفرههاى بینىاش بیرون مىزند از حرارت درونش ... حروف صفحه کلید گوشى داغند هر حرفى که تایپ مىکنم صداى جز مىدهد انگشت شستم ... صفحه کلید داغ است مثل لوله ى ...
ادامه مطلب