شهید محمدحسین عطری سالروز شهادت
-
تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:29
نگاهم کن؛ تا در آسمان چشمانت سفر کنـم شهید محمدحسین عطری سالروز شهادت @zakhmiyan_eshgh
روایت عاشقی شهیدمحمدخانی
-
تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:29
از طرف خانم ها چند تا خواستگار داشت. مستقیم به او گفته بودند آن هم وسط دانشگاه. وقتی شنیدم گفتم: چه معنی داره یه دختر بره به یه پسر بگه قصد دارم باهات ازدواج کنم،اونم با چه کسی! اصلا باورم نمی شد. عجیب تر اینکه بعضی از اونها مذهبی هم نبودند... روایت عاشقی شهیدمحمدخانی همسرشهید @modafeanharam77
محمدرضا هم برای اعتقاداتش رفت
-
تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:29
مدتی بود که اصرار داشت یک موتور مدل بالاتر بخرد و 5/3 میلیون پول لازم داشت، هر چه اصرار کرد من ندادم. اما روزی که زنگ زد تا برای پاسپورتش 2 میلیون واریز کنم از او سؤال کردم برای چه کاری می خواهی سر
بیاید با من حرف بزنید ..من صداتون رو میشنوم..
-
تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:29
یه نکته ی زیبا در وصیت نامه اش میگه: من به رفقام گفتم هروقت دلتون گرفت یا دوست داشتید دور همی داشته باشید بیاید سز مزار من پیش من .. نیاز نیست حتما قران بخونید .. بیاید با من حرف بزنید ..من صداتون
ســالــــروزشھــــادتــــــــــــــ محمدصادق مصطفی قانصو
-
تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:29
شهید محمدصادق قانصو محمدصادق مصطفی قانصو به تاریخ اول فروردین ۱۳۷۶ شمسی در روستای «الدویر» در «لبنان» متولد شد. وی به تبعیت از پدرش، که در میادین نبرد با اشغالگران صهیونیست به مقام جانبازی رسیده بود،
شهید محمود نریمانی سالروز شهادت
-
تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:29
از پایه فرو ریختــ دلم تاڪهتو رفتے در پیلهےخود مُردم و... پروانه نشد دل شهید محمود نریمانی سالروز شهادت @zakhmiyan_eshgh
فوتبال یا قرآن
-
تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:29
مسئله ورزش از همان کودکی در احمد شکل گرفت من هم به فوتبال ، دو و شنا علاقه داشتم. از همان کودکی هروقت میخواستم با دوستان فوتبال بروم احمد را هم می بردم. از همان جا عشق فوتبال در احمد شکل گرفت آر
عکس امام خمینی کو⁉️
-
تاریخ: 1398/5/12 ساعت: 13:29
یه روز که شهید حاجمجید صانعی موفق(مدافع حرم) اومده بود خونه ما و داشتیم در مورد یک سری مسابقات ورزشی برنامهریزی میکردیم؛ چشمش به عکس امام خامنهای افتاد که روی دیوار بود با حالت ناراحتی ازم پرسید
جنگ داخلی خیلی سخت است
-
تاریخ: 1398/5/6 ساعت: 23:30
میگفت یک بار اسیر داعشی گرفتیم . دیدیم قاشق به گردنش آویزان است به او گفتیم این قاشق چیست؟ گفت زودتر مرا خلاص کنید. زودتر مرا بکشید بروم ناهارم را با پیامبر اسلام بخورم این قاشق را هم برای این آویز
خاطره از شهید ابوحامد
-
تاریخ: 1398/5/6 ساعت: 23:30
شهید مدافع حرم علیرضا توسلی ( ابو حامد) همیشه بعد از هر عملیاتی که انجام میشد چند روزی ابوحامد را نمیشد به راحتی پیدا کرد، حتما باید دنبالش میگشتیم. برایم جای تعجب بود که آخر کجا میرود، چه کار می
از موقیعت شغلی و بسیجی ام سوءاستفاده نمیکنم
-
تاریخ: 1398/5/6 ساعت: 23:30
بهش گفتم رفیق، دانشگاه یک پرسنل جای خالی داره نیروهم احتیاج داره تو هم که نیروی ارزشی و ولایی هستی ماشاءالله دور و برت پر از رجال سیاسیه، دستت بازه، بیا از بند پارتی استفاده کن برو سرکار تبسمی زد و گ
خیلی هوای نیرویش را داشت
-
تاریخ: 1398/5/6 ساعت: 23:30
اگر نیرویش زخمی می شد، حتما می کشیدش عقب، یک تنه. وقتی عقب نشینی شود، کسی زخمی را با خود نمی آورد . طرف می ماند با سلاح و خستگی اش. ولی عمار برای هر کدام وقت می گذاشت. برای تک به تکشان حوصله به خرج
گوش به فرمان
-
تاریخ: 1398/5/6 ساعت: 23:30
پدر بزرگوار شهید حاج حسین معزغلامی: وقتیکه من برای مداحی به مسجد می رفتم , به حسین میگفتم که زمان مداحی من , جلو میاد و بین جمعیت بشینه تا من بتونم به درستی کارم رو انجام بدم. اون موقع حسین ۴ سال دا
رسالت زینبی به دوش شما
-
تاریخ: 1398/5/6 ساعت: 23:30
من میروم ولی رسالت زینبی به دوش شما همسر شهید با اشاره به زمان اعزام شهید مسافر گفت : من به ایشان گفتم : دوری شما برای من سخت است و نمی توانم تحمل کنم. ولی او تاکید داشت که می توانید و من وقتی پرس
ما سربازیم؛ سرباز باید جلو بیاید. فرمانده باید فرماندهی کند
-
تاریخ: 1398/5/6 ساعت: 23:30
شهید محمد عبداللهی هر جا هرکاری بود، محمد بدون آنکه مسوولیتی داشته باشد و یا اظهار خستگی کند، به دنبال انجام آن میرفت و میگفت: کار نباید روی زمین بماند. خط قرمز محمد ولایت بود و میگفت: آقا نباید
غریبـانہ رفتید
-
تاریخ: 1398/5/6 ساعت: 23:30
غریبـانہ رفتید و من ملتمسانہ میگویم مدد ڪنیـد تا طی ڪنـم این راهِ ناهمـوار را رزقڪ شهادت شهید مدافع حرم رضا عباسی @modafeanharam77
ببین نگیر!!
-
تاریخ: 1398/5/6 ساعت: 23:30
بسمـ رب شهدا والصدیقین ببین نگیر!! سر ڪارش بود... باهــم میرفٺیم کہ ٺنها نباشه! اخلاقِ خوبش ، بگوبخندهامون نمیذاشــٺ چیزی از خستگی بفهمیم... سر کارهروقت میخاستم اذیتش کنم فیلم میگرفتم ازش! وقتی جدی
قدیر اسم مون رو نوشت و با خودش برد پیش خدا..
-
تاریخ: 1398/5/6 ساعت: 23:30
مرتضی عطایی موبایلش را گذاشت روی ضبط و گرفت جلویسیدمهدی ذاکرحسینی و گفت: خاطرهای که از قدیر وروحالله داشتی تعریف کن. سید مهدی گفت: «بسمالله الرحمن الرحیم قدیر سرلک اولین شهید لشکر ۲۷ محمدرسول الل
تو را دارم و دارای جهانم
-
تاریخ: 1398/3/22 ساعت: 7:18
ای عشق ، تو را دارم و دارای جهانم همواره تویی، هرچه تو گویی و تـــــو خواهی... شهید سیدمصطفی صادقی سالروز شهادت @zakhmiyan_eshgh
شهادت جواد کمرشکن بود
-
تاریخ: 1398/3/22 ساعت: 7:18
بسم رب الشهداء یارفیق من لارفیق له سال گذشته بود که روز17خرداد میان بهت رفقا خبری دست به دست شد که دیروز جواد تو سوریه استان حما روتپه های شیخ هلال ازروی زمین پرکشید ورفت صبح روز 17خرداد حدود ساعت هف