
از طرف خانم ها چند تا خواستگار داشت. مستقیم به او گفته بودند آن هم وسط دانشگاه. وقتی شنیدم گفتم: چه معنی داره یه دختر بره به یه پسر بگه قصد دارم باهات ازدواج کنم،اونم با چه کسی! اصلا باورم نمی شد. عجیب تر اینکه بعضی از اونها مذهبی هم نبودند...روایت عاشقی شهیدمحمدخانی همسرشهید @modafeanharam77...
ادامه مطلب
همسر شهید: برای رفتن به سوریه راضی کردن من زیاد سخت نبود، به این نبودنها عادت داشتم/ xa0وصیتنامه شهید: ای مردم مسلمان! ما برای خاک نمیجنگیم برای اسلام عزیز میجنگیم سال 92 به مدت یک سال چابهار مامو...
ادامه مطلب
لبخند حاجی رو زیاد دیدم ولی گریه نه، تنها جایی که اشکش را دیدم وقتی بود؛ که شهید رضایی رو دید. کانال شهید فاتح @Shahidfateh...
ادامه مطلب
xa0به مناسبت سالروز شهادت سـاعـت ۱۲ دوم اردیـبـهـشـت مـاه کـه مصادف با شب شهادت امام موسی کاظم (ع)بودبه منطقه شیحه(ریف حماء)رفتیم آنجا مقر فرماندهی بود که استراحت کردیم. ساعت ۳ بامدادبود که به سمت منطقه عملیاتی سوبین(ریف حماء)حرکت کردیم هـوا نـسبتاً داشـت روشـن مـیشـد که عملیات آغاز شد.xa0 بعـد از اتمـام کار از فـرمـانـدهی اجازه گرفـتم که به اتـفاق جـمعی از بچ...
ادامه مطلب
از بچگی فوتبال و تکواندو دوست داشت. من اهل والیبال بودم و سجاد اهل فوتبال بود. این اواخر ورزش هاپکیدو را دنبال کرد. این ورزش های رزمی باعث شد که انرژی سجاد در بیرون از خانه تخلیه شود. به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، اعضای فرهنگسرای رضوان در سری برنامه های دیدار با خانواده شهدا با عنوان «به تماشای سرود» اینبار به مناسبت سالروز تولد شهید مدافع حرم «سجاد زب...
ادامه مطلب
بسم رب الشهداء و الصدیقین [زندگی] سخت بود، بارها به او میگفتم. اما در جواب به من میگفت: "ما سربازان امام زمان [علیه السلام] هستیم، نمیتوانیم همیشه در خانه بمانیم". از همان ابتدا سودای دفاع از کشور و سربازی اسلام را داشت. xa0@labbaykeyazeinab...
ادامه مطلب
بسم رب الشهداء و الصدیقین از خصوصیات بارز شهید، رسیدگی به نزدیکان و اقوام بود و اگر کسی مشکلی داشت نهایت سعی و تلاش خودش رو می کرد تا اون مشکل حل بشه. چند ماه قبل از شهادتش، در هیئت عزاداری اباعبدالله [علیه السلام] بودم که، محمدحسین وسط مراسم چندبار به گوشیم زنگ زده بود و متوجه نشده بودم. از هیئت که بیرون اومدم بهش تماس گرفتم. خیلی بهم ریخته بود و ناراحت،...
ادامه مطلب
.. xa0آقا مصطفى صدرزاده؛ بهش گفتم: وایسا یه عکس حجله ای ازت بگیرم. گفت: بیا اینطوری. کلاً عاشق ابراهیم همت بود. xa0آقا مرتضى عطایى؛ یه روز این عکس شهید ...
ادامه مطلب
ماه رمضان و شب عید، بحث تهیه و توزیع سبد کالا برای ایتام و xa0مستمندان را به اتفاق هم انجام میدادیم. آقا مهدی همه وجودش سراسر خیر بود. xa0@labbaykeyazeina...
ادامه مطلب
بسم رب الشهداء و الصدیقین در تدارک مراسم اربعین بودیم که به مقر رفتیم، دیدیم یکى از بچهها با حال بد در جا افتاده است. همراه با #شیخ او را به بیمارستان صحرایی در المیادین بردیم. میخواستیم برگردیم که دیدیم u200eاذان میگویند. به شیخ گفتم: "دکترها خیلی مظلوم هستند کسی معمولاً به آنها سر نمیزند. با اینکه دیرمان شده، همینجا نماز بخوانیم و یک صحبت برایشان کنى و بعد برویم". یادش بخیر ... چقدر اینجا با دکترها شوخی کردیم. فردایش وقتی شیخ مجروح شد با آمبولانس او را به عقب فرستادیم و خودم هم با یک ماشین د...
ادامه مطلب
داشتیم صندلیها را جوش میدادیم که زنگ زد و گفت من هم میآیم، میخواهم کمک کنم. زمان که ناهار شد رفتیم چیزی بگیریم بخوریم. حاج آقا خلیلی به زور کارتش را به من داد. رفتیم ولی نگذاشت حساب کنم، گفت: "مهمون رسولیم، بیخیال". تازه سر مزار رسول عقد کرده بود. پى نوشت: مشتی ۲۰ روزه مفقودیت قلبمو آتیش زده بود. میگفتم انشاءالله چیزی نیست حتماً یکجا زخمی شدی بردنت بیمارستان. اما انگار میخواستی تا سفره جمع نشده، خودتو زودتر برسونی به رسول. سلام بهش برسون.xa0 امشب سر سفره امام حسن عسکری [علیه السلام] وقتی گریه ...
ادامه مطلب
بسم رب الشهداء و الصدیقین شب ۱۹ ماه مبارک رمضان بود. خلصه داشت سقوط میکرد. قرار شد با بچههای تیپ فاطمه الزهرا [سلام الله علیها] از سمت سد شقیدله به سمت خلصه بزنیم. ساعت ۱۲ شب بود که رسیدیم پای کار . چهار گروهِ پنج نفره شدیم و در دل دشمن رفتیم. تق...
ادامه مطلب
بسم رب الشهداء و الصدیقین تدمر اولین ملاقات بود. یکی از شهرهای استراتژیک سوریه که چندین بار دست به دست شده بود و بالاخره در دستان مقاومت قرار گرفت. چه رفقاتی شد از بُعد زمانی کوتاهو اما از بُعد روحی و دلی عمیق. هر موقع فرصت میشد با هم خلوتی داشتیم. آقا رضا رو خیلیها میشناسن و میدونن که یکی از خصوصیات اخلاقیش این بود، اینطور نبود زود با کسی رفیق بشه سفره دل باز کنه. اما نمیدونم چرا یهو بین منو رضا این رفاقت و صمیمیت ایجاد شد. بهطوری که دردودلاشو به من میگفت و از گذشتهها و تجربهها. مثلاً میگفت با...
ادامه مطلب
بسم رب الشهداء و الصدیقین "پرچم عباس [ع] تا بالاست در شهر دمشق، سینه چاکانِ حرم آسودهتر میایستند؛ (بخش پنجم)، توجه به برپایى مجالس اهل بیت [علیهم السلام]" ... رسول خیلی هیئتی بود ... توجه ویژه ای به برپایی مجالس اهل بیت علیهم السلام داشت. حتی در ایام محرم چند روز قبل از شهادتش که سوریه بود، با دوستش تماس می گیره و از دلتنگی اش نسبت به هیئت میگه که تو این ایام هیچ جا هیئت نمیشه ... آقای صابر خراسانی هم تعریف می کردند: بعضی اوقات که وارد هیئت می شدم می دیدم آقا رسول جلوی در ایستاده می گفتم چرا ای...
ادامه مطلب
یادم هست، بله یادم هست قبل گرفتن عکس چه قدر گفتی نمیخوام ریا بشه. یادمه گفتی هر چه می کشیم از خودی هاست، شما بسیجی ها پشت رهبری تا پای جان بایستید. هنوز یادم نرفته سرت رو به تابوت شهید عطایی می کوبیدی و از جاماندنت میگفتی.xa0 یادم نرفته و نخواهد رفت میدان تیرهایی که بالای سرم ایستادی و برای زدن به هدف راهنماییم می کردی. عجب شب خوبی رفتی محرم سلام ما رو به ارباب برسون فرمانده. "آقا رضا سنجرانی شهادت...
ادامه مطلب
پایگاه اطلاع رسانی فاطمیون- سردار شهید علیرضا توسلی(ابوحامد) فرمانده و بنیانگذار لشکر فاطمیون یک تن از دلیرمردانی بود که در طول عمر با برکتش تجربه های زیادی در میدان های جهاد کسب کرد. به گزارش پایگاه رسمی اطلاع رسانی فاطمیون، سردار شهید علیرضا توسلی متولد سال 1351 در است...
ادامه مطلب
همسر شهید: شهادت ایشان را مرهون لقمه و شیر حلال میدانم/ دلم محکم است که او جزو لشکر «بسمالله» است/ ثابت میکنیم از آن دسته زنانی نیستیم که پشت مسلم را خالی کردند وقتی شهید رشید پور را به خاک سپردیم دیدم پرچم قرمز بزرگی را روی مزار گذاشتند و گفتند این پرچم گنبد حضرت زینب است و من دیدم که فرستادن صله همچنان ادامه دارد. فردا که برای زیارت مجدد رفتیم دیدم این بار پرچم سیاهی بر روی مزار است این بار ...
ادامه مطلب
در مورد هدف ایشان از رفتن به سوریه باید حتما صحبت کرد؛ زیرا هدف باعث میشود که انسان انتخاب درستی داشته باشد و ایشان زندگی و هم مرگ هدفمندی داشت. ما زمان مرگ خود را نمیتوانیم تعیین کنیم اما چگونه مردن را میتوانیم و مصطفی شهادت را انتخاب کرد. شهادت آرزوی او بود و روزی نبود که این کلام را بر زبان نیاورد که «من اگر شهید نشوم از غصه میمیرم.» xa0 میگفت: جنگی که ما در سوریه داریم به مراتب سختتر از ج...
ادامه مطلب
در صحنه اسارت حججی چه گذشت؟/روایت فرمانده گمنام ایرانی که ۱۰۰ رزمنده مقاومت را نجات داد شهید «مرتضی حسین پور»(حسین قمی) همرزم فرمانده شهید مرتضی حسین پور میگوید: در منطقه ۱۳۰ نیروی مجاهد عراقی بودند که حدود ۸۷ نفر را حسین زنده نجات میدهد. آن هم در یک دشتی که هیچ جان پناهی ندارد. در آن پایگاه ۱۴ ایرانی وجود داشت. به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، طی روزهای اخیر بارها و بارها از اسارت و شهادت مظ...
ادامه مطلب
به غیر از 14 ایرانی چند نفر دیگر از نیروهای مقاومت در منطقه بودند؟ در این منطقه 130 نیروی مجاهد عراقی بودند که حدود 87 نفر را حسین زنده نجات میدهد. آن هم در یک دشتی که هیچ جان پناهی ندارد و از این طرف تا آن طرف دشت همه صاف صاف است و در مقابل امکانات بسیار زیاد داعش. در واقع 50 ماشین مجهز به سلاح کالیبر 23 ، کالیبر 14، مجهز به توپ، سلاح اس پی جی، 50 سلاح سنگین با انواع و اقسام نارنجک و دوشکا و ت...
ادامه مطلب