
خیلی کم خانه بود، اکثراً ماموریت بودند...اطرافیان همیشه اعتراض میکردند و به من میگفتند که شما چگونه تحمل میکنید، بچهها یک دل سیر پدرشان را ندیدند. یک روزی به او گفتم:«خسته نشدی؟ نمیخواهی استراحت کنی؟» گفت:«مگر دنیا چقدر است که من خسته شوم؟ برای استراحت هم وقت زیاد است.
zakhmiyan_eshgh
برچسب:
نویسنده: حمید جعفرینژاد