خرید بک لینک


مادر بزرگ ڪہ آماده مے شد، صدایش مے زد:

مهدی! بریم؟

مهدی خوشحال و خندان دست مهربان مادر بزرگ را مےگرفت و با هم راهے مسجد مے شدند.

بعد از مدتے مهدی شروع ڪرد بہ تمرین تڪبیر گفتن و ڪم ڪم شد مڪبر مسجد.مادر بزرگ با خوشحالے بہ پدرو مادر مهدی گفت : آخر و عاقبت این بچہ سعادت و خوشبختے است.

سال هاے پیش مادر بزرگ بہ رحمت خدا رفت و نبود تا ببیند مهدی با شهادت بہ سعادت رسید.

شهیـدمدافع حرم مهدی عزیزی

جـامـاندہ

رازمجنون

https://tlgrm.me/yadegareshohada


برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 9:01

صفحه بندی