خرید بک لینک

با شوق میگویم برایش:"همسرم بود

با دستهای خالیاش نان آورم بود

تا آسمان پرواز میکردم کنارش

تا اوج خاکی بودنش بال و پرم بود

مثل خودت یک جفت چشم منتظر داشت

در هر نگاهش ترس رفتن در سرم بود."

با شوق میگویم برایش: "همسرم بود

محبوب من مجنون زینب(س)، سرورم بود

در سجدههایش از خدا پرواز میخواست

در جانمازش ردّ چشمان ترم بود

راضی شدم راهی شود...از من بِبُرد

راضی شدم... با این که نیم دیگرم بود

ذکرش همیشه نام زینب(س) بود

مثل عباس(ع)، بابایت نگهبان حرم بود

میگویم از تنهایی شبهای خانه

تا صبح قاب عکسهایش در برم بود"

با گریه میپرسد: پدر از خود نپرسید؟

از من، نبودنهام سهم دخترم بود؟؟

@molazemaneharam

خواهران مدافع حرم

https://telegram.me/joinchat/B0bupz1QIYZDQntEl0ChxA

همسران شهدای مدافع حرم

http://s4.img7.ir/lJFmI.jpg

برچسب: نویسنده: حمید جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 21 اسفند 1395 ساعت: 23:48

صفحه بندی